وقتی گوشی برای شنیدن...

پاره ای از افکار بی مشتری و حرفهای به سخره گرفته شده

وقتی گوشی برای شنیدن...

پاره ای از افکار بی مشتری و حرفهای به سخره گرفته شده

دلم گرفته چرا

صبح که نه ساعتهای 10 بهم پیام داد و پرسید خوبم یا نه

جوابشو دادم

بعد داداش زنگ زد

الهی قربونش برم مجبور شدم جریان زنگ زنش زو بهش بگم و به قول خودش پر شد از انرژی منفی

دوست نداشتم این اتفاق بیوفته ولی هیچ راهی برای راهنماییش بلد نیستم متاسفانه و نمی دونم باید چیکار کرد.

متاسفانه زن عاقل و مهربونی نداره و بهش زور می گه. و خیلی مادی و جاه طلبه

خلاصه الان قبلم گرفته چشام پر از اشکه و نمی دونم باید چیکار کنم. یک مستأصل به تمام معنی هستم.