وقتی گوشی برای شنیدن...

پاره ای از افکار بی مشتری و حرفهای به سخره گرفته شده

وقتی گوشی برای شنیدن...

پاره ای از افکار بی مشتری و حرفهای به سخره گرفته شده

سلام

سلام

 

امروز رفتم پیاده روی. خبر خاصی نبود بعد هم افتادم به جون کامپیوتر سرعتش وحشتناک کم شده و می خواستم ببینم می شه ترفندی بهش زد.

بعد هم که با مامان رفتم خونه خانم رضایی تا نگاهی به کامی اون هم بندازم . خدا رو شکر مشکل خاصی نداشت.

 از نظر کارها هم کمی استرس دارم. انجا که بودم از دانشکده زنگ زدن ولی جواب ندادم. صدیقه دیشب تماس گرفت که نبودم و بعد هم جواب ندادم. امیر هم همین طور ولی اون نه جوابش و دادم .

خوب دیگه کار خاصی نداشتم

 

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد