ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | |
7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 |
14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 |
21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 |
28 | 29 | 30 | 31 |
سلام
خبری نسیت
شهر در امن و امان است.
دیشب دایی زنگ زنگ از نوع حمیدش .
خوب بود.
دیروز سر کار نرفتم ولی به هر حال کار خاصی هم نکردم.
اون هم اخه خونه بود و با هم حرف زدیم.
ولی شب کارایی کردیم.
خوب امروز روز دیگه ای هست و بدک نیست.
راستی دیشب خواب دیدم سوار بر یک دوچرخه که خیلی از سایز من بزرگتر بود با سرعت زیاد در خلاف جهت یک بزرگراه در حرکت بودم و ترمز هم نداشت.
بعد با یک تصادف مواجه شدم که قبلا اتفاق افتاده بود و راه را بسته بود من تصادف نکرم واستادم. ولی خون را دیدم بعد یک دست دیدم که می گفتم دست امام زمان و امدکه اون تصادفی را شفابده.
حس عجیبی بود.
بیدار شدم.
.سلام وبلاگ خوبی داری .
به من هم سر بزن .
سلام
خواب زیبایی دیدی................