وقتی گوشی برای شنیدن...

پاره ای از افکار بی مشتری و حرفهای به سخره گرفته شده

وقتی گوشی برای شنیدن...

پاره ای از افکار بی مشتری و حرفهای به سخره گرفته شده

وبلاگ گردی

 

اخ که وبلاگ گردی چه کیفی می ده

مخصوصا وقتی وبلاگش ادبی باشه.

چقدر دلم می خواد یه دوست ادیب می داشتمکه همش باشعر برام............

مثل اون که تو وبلاگش برای یکی گفته :

برای غروب تمام لحظات خاکستری

برای غروب دل اشفتگی انتظار

دست به دعا می شوم

برای مهربانی لحظه ها

تا تو بیایی و رویا مرا ببرد

و سکوت کلمات

 که گم می شوند

 به نشانی سبز ستاره ها

این بار چشم هایم را می بندم

تا بی تو

 راه بازگشت را گم کرده باشم   

 

 

 

به نقل از وبلاگ : چیزی شبیه باران  http://baranac.persianblog.com/

 

نظرات 2 + ارسال نظر
بارانک سه‌شنبه 17 بهمن‌ماه سال 1385 ساعت 04:59 ب.ظ http://baranac.persianblog.com


سلام دوست خوبم
منم باهات موافقم. داشتن دوست خوب تو این دوره و زمونه واقعا یه نعمت اه معمولا همیشه یه پای قضیه می لنگه یا حرفی واسه گفتن هست و گوشی واسه شنیدنش نیست . یا حرفی نیست و ...

حامد پنج‌شنبه 19 بهمن‌ماه سال 1385 ساعت 07:21 ب.ظ http://hkn.blogsky.com

سلام
ولی توی این دوره زمونه نسل دوست خوب فک کنم منقرض شده ........
وقتی گوش شنوا نیست
حرف تازه ای ندارم
سر عاشقی نمونده
که به صحرا بگذارم......................

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد