وقتی گوشی برای شنیدن...

پاره ای از افکار بی مشتری و حرفهای به سخره گرفته شده

وقتی گوشی برای شنیدن...

پاره ای از افکار بی مشتری و حرفهای به سخره گرفته شده

 

سلام علیکم

امروز اول صبحی از خوب برخواتیم و دوگانه ای به جا آورده دیگر نخفتم باشد که تا رخستی هست کاری از پیش بریم.

بعد از رجعتی به رایانه باز هم کنترل از دست برفتم و ناخواسته وارد دنیای عنکبوتی شدیم و بماند که بازکاری از پیش نبرده مت.جه گذران زمان شدیم و حرکت کردیم .

اقا رفتیم امروز تو ناف تحقیق و فناوری اخ که چه با حال بود وقتی دیدیم بابا اینجا دبیر خانه جشنواره هم هست گفتم بنازمت  ای حس تو را که نرفته بو برده بودی و طالبش گشتی.

اقا کلی ذوق برمان داشت و  در نهایت پذیرفتیم و قرار ایت تا یک هفته دیگر کارمان را تحویل دهیم تا بپسندمان ایا و قرار داد بسته شود. او و فکرش را بکن هرگز گمانش را هم نمی کردم.

 

و حالا سر کار دیگرمان هستیم و خدا را ۱۰۰ هزار مرتبه شکر خبری نیست .کاری تحویل دادیم و پذیرفته شد الحمد الله.

و حالا هم که قورباغه ها به صدا در آمدند باید چارهای کنیم خدا کند که غذا امروز کبابی باشد .

 

آقا ما رفتیم

فعلا ....

 

 

نظرات 1 + ارسال نظر
فرزاد شنبه 5 اسفند‌ماه سال 1385 ساعت 01:20 ب.ظ http://petti.blogsky.com

سلام
وبلاگت خیلی خوشگه
از سبک نوشتنت خیلی خوشم اومد
خوشحال میشم به من هم یه سر بزنی

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد