ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | |
7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 |
14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 |
21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 |
28 | 29 | 30 | 31 |
سلام
دیروز دوباره الکی الکی با هم دوا کردیم و من در حالی که گلو درد داشتم داد زدم و این باعث شد امروز گلو دردم با وجود زدن ۴ تا امپول همچنان ثابت قدم و استوار بمونه.
چقدر مسخره که ما نمی تونیم با هم گفتمان داشته باشیم. ئلی به یک حقیقت پی بردم که او ن هم مثل من اونقدر متنفر می شه که حتی دوست نداره دیگه صدامو بشنوه و من و ببینه ولی بایک برداشت ذهنی خیلی متفاوت از من جالبه که تو این رابطه هر دومون فکر می کنیم که قربانی هستیم برای همین هر دومون فکر می کنیم که طرف مقابل مقصره
نمی دونم چرا بعد از اینکه قطع کردم حس کردم چقدر دوستش دارم و همین باعث شده تا نتونم هیچکس دیگه ای رو دوست داشته باشم . انگار دوست داشتنم تو اون تمام شده و خلاصه هر چند که گاهی ازش متنفر می شم و اون هم به خاطر اینکه دوستش دارم.
دیروز حساب کردم و دیدم ۱۲۰۰۰ هزینه مالی فقط باید پرداخت بشه برای شرکت در یک بحث الکی و بی پایان و اعصاب خورد کن . هه خنده داره نه ولی من این کار رو کردم و وقتی کردم حساب کردم اگه ادمها اول حساب کنند بعد این کار و نمی کنند.
خوب این هم از این .
دیگه چی بگم. اها از شهرام عزیز هم سپاسگزارم که برام ارزوی موفقیت کرده و این برام واقعا ارزشمنده خیلی. خیلی خوشحالم کردی شهرام جان مرسی.
دیگه برم به کارم برسم .
فعلا و به امید خدا
امروز اخرین امپول رو می زنم پنادوره و امیدوارم که اون کارو تمام کنه.
خلاص
سلام
از همه دوستای خوبم سپاسگزارم که سلامتی منو خواستند ولی دلتون روز بد نبینه انچنان گلو دردی گرفتم و تبو لرزی که کل دیشب بیدار بودم.
صبح با تب ۴۰ درجه من وبردن دکترو ۶ تا امپول جانانه نسیبم شد
الان بی حوصلگیو تبم بهتر شده ولی گلودرد وحشتناک امانم و بریده با ترس اب دهنم را قورت می دم.
خوب موفق باشید
فردا مامان بزرگ و بابابزرگ و خاله می این و امیدوارم که بهشون خوش بگذره
راستی یه خبر خوش دیگه اون کاری که گفتم امروز تماس گرفتند گفتند ۴ شنبه برم مصاحبه یه کم استرس دارم ولی باز هم تجربه خوبیه.
وای اگه پذیرفته بشم چی می شه!
و اون