-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 19 دیماه سال 1385 17:18
خسته شدم کمی باید برم دیگه نمی تونم بیشتر از این تحمل کنم. خداحافظ
-
۳ شنبه
سهشنبه 19 دیماه سال 1385 11:42
گوش شیطون کر دیروز و روز قبلش خیلی خوب بود و تا حدی به کارهایی هم رسیدم. ولی خوب هنوز اون تو ذهنمهست. بعضی ها گفتن با دقت بنویش خیلی سخته ولی نمی دونن هیچوقت بر نمی گردم. می رم و پشت سرم رو همنگاه نمی کنم. برای همین هیچ وقت عادت نداشتم تصحیح کنم. اون مال گذشته بوده و رفته. در ضمن اینجا اسژیس بارم خرابه گاهی فاصله می...
-
عید قدیر ) غدیر(
یکشنبه 17 دیماه سال 1385 16:17
سلام مبارک باشه همین یکی گفت چرا نوشتم قدیر به جای غدیر؟ - دیکته اماز بچگی خراب بوده - قدیر برای قدر داره - مگر نمی بینید که از گیر دادن خوشم می یاد - انسانها به دنبال سوژه می گردند...
-
به درک که کسی به من سر نزنه
یکشنبه 17 دیماه سال 1385 15:24
به درک که کسی برام کامت نگذاره ب درک که کسی اینها رو نخونه به درک که کسی ندونه منوبلگ دارم به درک که کسی نخواد بدونه که منوبلاگ دارم بهدرک که کسی نخواد تو زندگیم دخالت کنه به درک که کسی بامن دوست می شه به درک که کسی چی چی گفتم؟ چی شد؟
-
دوست دارم
یکشنبه 17 دیماه سال 1385 15:22
هیجان را دوست دارم داشتن رابطههای تازه بهمن هیجان می ده برقراری ارتباط با ادمهای تازه به من هیجان می ده امید به زندگی از هیجان نشات می گیره اگر دوت تازه ای پیدا بشه امید زندگیم زیاد می هش خستگیم با افزایش امید زندگی کاهش می یابد. در اینترنت بهدنبال شریکم می گردمکههنوز نیست دوست دارم برای بابایی عکس خر بفرستم حالا می...
-
هم فامیل
یکشنبه 17 دیماه سال 1385 14:45
سلام امروز که فامیلمو جستجو می کردم. بهش بر خوردم گفتم بگذار ببین کیه؟ اسمش کامرانه انگاه دانشجوی دکترای صنایع باشه یا شاید هم مدیریت در بستون. امریکاست براش میل زدم خیلی دوست دارم بیشتر بشناسمش کیه؟ اسمواهرش فرناه انگار باباش هم حاجیه باز هم خواهر داره شایدنمی دونم. تازه رفته و وبلاگش از شهریور امسال را افتاده که با...
-
تور دانشجویی کیش
یکشنبه 17 دیماه سال 1385 14:42
تاریخ حرکت: 85/12/01 به بعد شماره تور: 00010001 مدت: دوشب اقامت: هتل هتل: کیش / داریوش مکان هتل: نزدیک دریا ستاره: پنج ستاره A وسیله سفر: هواپیما کلاس سفر: هواپیما / کیش ائر توضیحات: 10% نقد و مابقی طی اقساط مشخصات تور : مدت اقامت دو شب و سه روز در هتل داریوش بلیط رفت و برگشت با کیش ائر یا ماهان ( Air Bus ) ترانسفر (...
-
امضا شناسی: از وبلاگ شیما ( http://havij-e-narenji.blogsky.com)
یکشنبه 17 دیماه سال 1385 13:52
امضا شناسی: کسانی که به طرف عقربهای ساعت امضاء میکنند انسانهای منطقی هستند کسانی که بر عکس عقربههای ساعت امضاء میکنند دیر منطق را قبول میکنند و بیشتر غیر منطقی هستند کسانی که از خطوط عمودی استفاده میکنند لجاجت و پافشاری در امور دارند کسانی که از خطوط افقی استفاده میکنند انسانهای منظّم هستند کسانی ک با فشار...
-
یکشنبه
یکشنبه 17 دیماه سال 1385 09:39
سلام خبری نسیت شهر در امن و امان است. دیشب دایی زنگ زنگ از نوع حمیدش . خوب بود. دیروز سر کار نرفتم ولی به هر حال کار خاصی هم نکردم. اون هم اخه خونه بود و با هم حرف زدیم. ولی شب کارایی کردیم. خوب امروز روز دیگه ای هست و بدک نیست. راستی دیشب خواب دیدم سوار بر یک دوچرخه که خیلی از سایز من بزرگتر بود با سرعت زیاد در خلاف...
-
افتاده
شنبه 16 دیماه سال 1385 11:57
سلام اول هفته استف همون شنبه ای که همیشه برام شروعش مهمه. ولی خوب زیاد خوب نبود. البته از حق نگذرم باز هم شکر کهه زنده ام و تقریبا ۹۹٪ سالم. اون ۰۱٪ هم خوب خواهد شد. بماند که روحم افتاده . او که همیشه افقی است ...
-
هیچ
جمعه 15 دیماه سال 1385 13:06
هیچ اره هیچ صبح خواب صبحانه حرف کارچدعوا تفاهم دل گیری خشونت عصبانیت دعوا خروج درد مطالعه سرما بازگشت درد لبخند شیطان ادا پتو بخاری پنجره اخراج سرما اشک گریه درد دعاو شیطان پرتاب مو کتک چشم صورت خ.ن زخم درد گریه شیطان نگاه بخاری کتری اب جوش پرتاب سوختن درد درد درد ترس لرزه حماقت شیطان کتک تلفن ساک رفتن ارامش بازشگت...
-
امد
چهارشنبه 13 دیماه سال 1385 09:03
سلام دیروز امد و همه چی به خیری و خوشی به سر رسید. دیروز پیش استاد هم رفتم خدا رو شکر اتفاق خاصی نیافتاد. این ما هستیم که در ذهنمون همه چی را بزرگ یاکوچک جلوه می دیم. اره خود ما
-
صبح روز بعد
سهشنبه 12 دیماه سال 1385 07:25
سلام صبح همگی به خیرامروز واقعا سر حالم چون دیشب قرص خوردم و راحت راحت خوابیدم . همین طور که تو اینترنت بودم دیشب با وحید هم چتیدم. در کل خوب بود حالا هم با حوصله تا مزاحم ندارم می شینم و کارامو انجام می دم پس تا بعد....
-
شب دوم تنهایی
دوشنبه 11 دیماه سال 1385 21:34
سلام امروز دومین روز سال ۲۰۰۷ و من در خانه خودم تنهام در حالی که در بازه و کلید در بیرون در رویش جا موندهدر واقع بهتر بگم گیر کرده و بیرون نمی یاد و من اصلا از این بابت نگران نیستم چون حس می کنم امنیت وجود داره. الان ساعت ۹:۳۰ شبه اون تو راهه و دو ساعتی می شه حرکت کرده . امروز در پی تصمیمی که روز اول ژانویه مصادف با...
-
سال ۲۰۰۷
دوشنبه 11 دیماه سال 1385 10:49
سلام یک سال دیگه هم گذشت امروز از خونه امدم نه اونجا خوب بود نه تنهایی اینجا کاش یه لپ تاب داشتم و یه اتاق دنج برای ارامش دیگه همه چی حل بود. اینجا این خونه یخ بسته سرد بی در و پیکر را اصلا دوست ندارم. چقدر سرد بود با وجود هزارتا کلاهو ژاکت و شال گردنهمینطور می لرزیدم دیوانه زده قفل در را هم خراب کرده من هم عمرا برم...
-
خیانت
چهارشنبه 6 دیماه سال 1385 12:14
سلام دیشب که نبود بعد از اینکه از اینترنت در امدم کمی رفتم سراغ ماهواره هیچی نداشت. با اینکه کلی کار داشتم و دیروز ذوق و شوق کاری درمن ایجاد شده بود ولی شیطون که خوب تو جلدم رفته نگذاشت همون طوری که نمازام پشت سر هم قضا می شه. به هر حال داشتم می گفتم بعد از ماهواره گردی رفتم سراغ فیلم چراغ ها را خاموش کردم و روی تخت...
-
چقدر خوب که هیچکس به من سر نمی زنه
سهشنبه 5 دیماه سال 1385 22:15
سلام سلامی متفوت با همیشه من امروز تنهام ولی ناراحت نیستم افسرده هم نیستم غمی هم ندارم. تا ۵ ساعت پیش فکر می کردم این ساعت برام چقدر تلخ و کشنده و وحشتناک خواهد بود در حالی که حالا که گذشته اصلا همچین حسی ندارم. اون رفت خونشون و من با اینکه با تمام وجودم دوستش دارم حس می کنم دوست دارم شاد باشه و دلیلی برای ناراحتی من...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 26 آذرماه سال 1385 09:55
سلام این نامه رو به تو می نویسم که شایدهرگز ندیدمت. بهتو که روزی در کنارم احساست خواهم کرد. به تو که همسفر روزهایتنهایم خواهی بود . ولی اینک جایت بیش از هر زمان دیگری خالی است. کاش بودی و با بودنت انگیزه بی انگیزگیم کم رنگ می نمود. کاش بودی و اشتاق بر خواستن پر بهانه ام را بر می انگیختی. کاش بودی و خوب نیستی بی هیچ...
-
کلاف سردرگم
یکشنبه 12 آذرماه سال 1385 13:00
خوب نه خوب نه امروز در کمال بی حالی ام نمای دونم چمه؟ تب دارم. حوصله ندارم. دوست دارم جدول سودوکو حل کنم دوست ندارم . از دوماغم از دستام داره هوای داغ بیرون می زنه. چشمام خماره و هیچ خوصله ای ندارم. دلم می خواد بخوابم بخوابم بخوابم. خدایا کوشی بیا پیشم .
-
وقتی گوشی برای...
چهارشنبه 24 آبانماه سال 1385 13:25
سلام امروز حالم متفاوت نه خوبم نه بد .پس چون بدنیستم بهترم ازاون روزها.مامان و خاله و مامان بزرگ امدن ولی پیش من نیستن .مندیروز رفتم پیش استاد و خیلی خوب بود. مامان رسوندم . شماره بیمه ام را هم گرفتم. کلا خوب بود. دیشب مورد سوء نمی دونم چی قرار گرفتم ولی برام مهم نبود. ولی اون خوبش بود. صبح پا شدم از خواب بدک نبودم....
-
بیچاره نامه
یکشنبه 21 آبانماه سال 1385 13:21
چه سلامی چه علیکی؟! بدرک به همه چی. به درک. امروز دکتر میل زده ۳ شنبه برم پیشش و گزارش همچی رو بهش بدم. گفتم باشه مساله ای نیست. در کل ندا زنگ زد گفت ۵ شنبه بلیط دارم می خوام بیام تلپی گفتم باشه بیا مساله ای نیست خاله زنگ زد گفت تو راهم فروگاه رسیدمبهت زنگ می زنم دارم می یام دیدنت گفتم باشه بیا مساله ای نیست مامان زنگ...
-
اول هفته
شنبه 20 آبانماه سال 1385 15:50
سلام امروز حالم خیلی بهتره.نسبت به هفته پیش. پنجشنبه که حرفامو زدم اون رفته بود سر کار بعد از نوشتنوبلاگ دل را زدم به دریا و رفتم بیرون اخرش هم ساعت ۲ بایه عدد ام پی ۴ برگشتم کههم فیلم می گیره هم عکس هم ۱۰۰کار دیگه .خیلی خوشحال بودم اینکه برای اولین بار برای خودم یه چیزی خریدم. عصر بعد از حساب کتاب دخل و خرج های این ۲...
-
و باز ۵ شنبه ای دیگر
پنجشنبه 18 آبانماه سال 1385 08:41
سلام هنوز نفس می کشم. دیروز دوباره حالم بد بود انچنان که دوست داشتم به اروزیم برسم داشتن یک تفنگ اره بارها شده دوست داشتم از ته دل که یک تفنگ می داشتم دیروز از محل کارم تا در خونه هر چی مرد بود تو ذهنم از جان ساقطش کردم. اه چقدر از این جنس بدم می اید نه متنفرم. جنسی که تمام ارامش زندگیمو از من گرفت. دیشب تمام نمارزهای...
-
اندرونی
چهارشنبه 17 آبانماه سال 1385 15:42
دیگه لازمنیست به خودم فشار بیارم. هیمن طوری فشار هستومن باهاش می رم جلو. امروز علی زنگزد.داداش چقدر خوشحال بود. دارم بههمه خوشجالهای روی زمین غبطه می خورم.خنده برام شده یک ارزوی محالودارم دیگه طریقه ادا کردنش را فراموش می کنم. دیگه واقعا یادم نمی اید اخرین باری که خندیدم کی بود؟! حالابهظاهرنهاونهماز ته دل دیگه...
-
خستگی
چهارشنبه 17 آبانماه سال 1385 12:49
دیگه از بس گفتم خسته امخستهشدم. از بس نشستم و به روی خودم نیاوردم که خسته امخسته شدم از بس تظاهر کردم که سرحالم خسته شدم از بس درونم را خوردم تهی شدم من از دنیا خسته ام من از زندگی از ادم از عشق از لذت از هوس از غریزه از خواهش من از بودن خسته ام از او از بودن
-
بازگشت از ترکیه
چهارشنبه 17 آبانماه سال 1385 12:46
سلام امروز چهارشنبه ۱۷ ابان و ۲ روز می شه از ترکیه برگشتیم. همه فکر می کنند الان چقدر خوشحال و سرحالم . چرا که نباشم چه دلیلی داره ادم سفر خارج از کشور بره و بعد خوشحال نباشه؟ ولی من دلم گرفته بیشتر از قبل و احساس می کنم بعد از این سفر به اندازه چند سال خسته شدم. خیلی خسته. توشه سفرم این بود که چقدر عقبم از همه نظر از...
-
علی تو را گویم ...
جمعه 28 مهرماه سال 1385 16:18
سلام هر چند می دانم دیر زمانی است که نه تو مرا می شناسی و نه من تورا دیگر. بیتوته ها جای خوبی است برای گذران لحظه ها و مرورشان. هر چند دلتنگی می آورند و لبخندی و بعد افسوس... کاش هرگز فراتر از سایبر نبود کاش همه در دنیای مجازی خود خود خودشان بودند. چرا من با مجاز به تو نزدیکم و واقعیت را چنان صریح انکار می کنم؟ دلم...
-
باز هم دلم ...
جمعه 28 مهرماه سال 1385 16:00
سلام می دونم خیلی بی معرفتم . این موضوع تازه ای نیست. خیلی وقته همه بهم می گن . ولی حس خودم اینکه دارم از معرفت زیادی می ترکم. مسخره است. هر وقت دلم می گیره و دیگه هیچ جایی برای تکیه کردن پیدا نمی کنم میام اینجا. سوء تفاهم نشه اگه بعد از این همه وقت الان دوباره سر زدم و این بدین معنی است که تو این زمون خیلی شرخوش و...
-
۲۵ شهریور
دوشنبه 27 شهریورماه سال 1385 00:01
سلام خیلی وقته اینجا نیومدم. دلم خیلی تنگ شده بود براش . برای حرفهای قدیمی و .... در هر صورت گفتن سلام علیک وقتی نمی گیره. فعلا جالبه هنوز هیچ کاری نکردم.
-
شنبه ای دیگر
شنبه 21 مردادماه سال 1385 18:20
سلام امروز روز بدی نبود. تنها بودم. دیشب که رسیدم کامی رو با خودم اوردم و به طرز معجزه اسایی بالاخره اوردمش بالا پیش خودم تنها این همه راه فقط ۳۰۰۰ خرج برداشت با کمی سنگینی مانیتورش. دیشب کمی با حکیمه هم حرف زدم و بعد امدم بالا رو تخت خودم خوابیدم حوصله حمام نداشتم به شدت گرسنه بودم ولی نون نداشتیم رفتم و ۲ تا شلیل...